خرید بک لینک
به نام خدا وباسلام خدمت همه عزیزان بزرگواری که کانال چنار بهترین روستای آباده را پی گیری میکنند.تصمیم دارم.برای مدتی سر شما را با گویش های آمیانه واصیل خودمان آشنا کنم،۱-بِرمَ-برای مَن۲-بِر ای-برای این۳-بِرتو-برای تو۴-بِراو-برای او۵-بِرشُما-برای شما۶-بِر اونا-بَرای آنها۷-بِر اینا- برای اینها۸-ای بِرمَ-این برای من۹-ای برتو-این برای تو۱۰-ای بِراو-این برای او۱۱-ای بِر ای-این بَرای این۱۲-ای بِراینا-این برای اینها۱۳-ای بِراونا-این برای آنها۱۴-ای بِر شُما-این برای شُما۱۵-ای خُوبِر مَ-این که برای من۱۶-ای خُو بِرتُ-این که برای تو۱۷-ای خُو بِراو-این که برای او۱۸-ای خُوبِرشما-این برای شما۱۹-ای خُوبِر اینا-این برای اینها۲۰-ای خُوبِر اونا-این برای آنهاباسلام روز جمعتون بخیر.انشاالله که جمعه خوبی رادرکنار خانواده داشته باشید.ادامه گویش ها وکلمات آمیانه خودمان،بِلَم-بگُذارمبِلا-بٍگُذاربِلی-بِگُذاریبِلَند-بِگُذارَندبِلید-بِگُذاریدبٍل بٍلَم-بٍگُذار بِگُذارَمبِل بٍلند-بِگُذار بِگُذارَندبٍل بٍلیم-بِگُذار بِگُذاریمبِل بِرَه-بِگُذار بِرَوَدبِل بِرَم-بِگُذار بِرَوَمبِل بٍریم-بِگُذاربِرَویمبِل بِرَن-بِگُذاربِرَوَندبِل تاشِه-بِگُذار رَد شَوَدبِل تاشَم-بِگُذار رَدشَوَمبِل تاشیم-بِگُذار رَد شَویمبِل تاشَن-بٍگُذار رَد شَوَندبِل بِلَم-بِگُذار بِگُذارَمبِل بِلیم-بِگُذار بِگُذاریمبِل بِلَند-بِگُذارَند بِگُذارَندبِلی میلَم-بِگُذاری میگُذارَمبِلی میلیم-بِگُذاری میگُذاریمبِلی میلَند-بِگُذاری میگُذارَندبِل بیبینَم-بِگُذار بِبینمبِل بیبینیم-بِگُذار بِبینیمبِل بیبینَن-بِگُذار بِبینَنبِد بیبینَم-بِدِه بِبینمبِد بیبینیم-بِدِه بِبینیمبِد بیبینَن-بِدِه بِبینَندمیلی بِرَم-میگُذاری بِرَوَممیلی بِرِه-میگُذاری بِرَوَادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نوید قنبری تاريخ: يکشنبه 9 بهمن 1401 ساعت: 13:09

مرغ همسایه دوباره هیبت غاز به خود گرفته است چند سالی است که ۲۵ بهمن (۱۴ فوریه) روز ولنتاین و خرید گل و عروسک ، شکلات و … در کشورمان باب شده است . اکثر جوان ها بدون اطلاع از اینکه اصلا این ولنتاین خوردنی یا پوشیدنی است، فقط می دانند که در این روز باید برای کسانی که دوست دارند هدیه بخرند. ولنتاین چیست؟ در قرن سوم میلادی که مطابق می شود با اوایل امپراطوری ساسانی در ایران، در روم باستان فرمانروایی بوده است به نام کلودیوس دوم . کلودیوس ، عقاید عجیبی داشت، از جمله اینکه سربازی خوب خواهد جنگید که مجرد باشد؛ از این رو ازدواج را برای سربازان امپراطوری روم قدغن می کند. کلودیوس به قدری بی رحم و فرمانش به اندازه ای قاطع بود که هیچ کس جرات کمک به ازدواج سربازان نداشت. اما کشیشی به نام والنتیوس (ولنتاین)، مخفیانه عقد سربازان رومی را با دختران محبوبشان جاری می کرد. کلودیوس دوم از این جریان خبر دار می شود و دستور می دهد که ولنتاین را به زندان بیاندازند. سرانجام کشیش به جرم جاری کردن عقد عشاق با قلبی عاشق اعدام می شود. بنابراین او را به عنوان فدایی و شهید راه عشق می دانند و از آن زمان نهاد و سمبلی می شود برای عشق. اما متاسفانه و با کمال تعجب، ایرانیان ِ امروز، با بیش از چهارهزارو پانصد سال تمدن، برگزاری جشنها و مناسبتهای بیگانه را نشانه ی تمدن و فخر می دانند! همه اسم "ولنتاین" را شنیده اند و مراسم آن را مانند سایر بیگانگان بجا می آورند، ولی تا به حال اسم "سپندارمذگان" به گوششان هم نخورده است . "سپندارمذگان" چیست؟ در ایران باستان، نه چون رومیان از سه قرن پس از میلاد، که از بیست قرن پیش از میلاد، یعنی حدودا دوهزار سال پیش از تولد ولنتاین، میان آریائیان روزی موسومادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نوید قنبری تاريخ: دوشنبه 20 تير 1401 ساعت: 10:39

باسلام.وقت گرانبهای عزیزان دراین روزهای پایانی سال بخیر.میدانم که همه شما.درتدارک خانه تکانی وخرید هستید.من هم اگرچندروزی است مطالبی ننوشته ام.درگیرهمین مشکلات پایان سال بوده ام.بنابراین.دراینبخش ازمطالب.میخواهم توجه شماعزیزان را به برخی ازضرب المثل هایرایج که هرگز کهنه نمیشوند.وپرمعناوبسیط هستند جلب کنم.ضرب المثل هائی کوتاه.ولی مفهومی رسا وعبرت انگیز دربردارند.وبیشتر برسرزبانها جاری میباشند،این ضرب المثل ها راتقدیم کنم به همه هم ولایتی های عزیز.که درراه اعتلا وپیشرفت چنارسربلند.همواره کوشاهستند.میخواستم ضرب المثل ها رابه گویش. محلی بنویسم.که متاسفانه گوشی همراه من .فاقدصداها وحرکات حروف الفبا میباشد.بنابراین باگویش کتابی مینویسم.که آنهائی. هم که درشهرها هستند.استفاده کنند،1-آب درهاون کوبیدن..کنایه ازکسیکه کاربی فایده انجام میدهد2-آب رفته به جوی برنمیگردد..کنایه ازحرفی که نباید زده شود.اگرزده شدعواقب آن جبران ناپذیراست3-آب زیمبو..کنابه ازغذای شل4-آب زیرکاه..کنایه ازآدم های رند وموذی5-آبشان توی یک جوب نمیرود..کنایه ازکسانیکه باهم تفاهم ندارند،6-آب شده رفته توزمین..کنایه ازچیزی که یکمرتبه ناپدید میشود،7-آب غوره گرفتن..کنایه ازکسی که برای هرچیزی فوری گریه میکند،8-آب از آب تکان نخوردن..کنایه ازاتفاقی که میافتد.ولی کسی متوجه نمیشود،9-آبی ازاوگرم نمیشه..کنایه از اشخاص بی خاصیت10-آب ازدستش نمیچکه..کنایه ازافرادخسیس11-آب ازدهنش راه افتاده..کنایه ازکسی که هرچه میبیند هوس میکند،12-آب ازچشمه گل آلوده..کنایه ازچیزی که ازپایه بی بنیاد است،13-آب ازسرگذشتن..کنایه ازبی خیالی بعضی ها14-آب ازلب ولوچش راه افتاده..کنابه ازکسی که درخوردن بعضی چیزهای آبدار.مثل مثلا خربزه.هندوانه.رعایت آداب درست خوادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نوید قنبری تاريخ: دوشنبه 20 تير 1401 ساعت: 10:39

باسلام وشب بخیر خدمت کلیه دوستان وعزیزانی که مطالب این وبلاگ را دنبال میکنند.روزهای پایانی سال راسپری میکنیم.ودرهفته ای که درپیش داریم.ودرواقع.آخرین هفته پایان سال جاری است.به یکی از آئینهای دیرینه ایرانیان نزدیک میشویم.وآن چهارشنبه سوری است،یکی ازآئینهای سالانه ودیرینه ایرانیان.جشن سوری(یاچهارشنبه سوری است)ایرانیان آخرین سه شنبه سال خورشیدی رابابرافروختن آتش وپریدن ازروی آن.به استقبال نوروز میروند.چهارشنبه سوری یک جشن بهاری است.که پیش از رسیدن نوروز برگزار میشود.مردم.دراین روز برای دفع شروبلا وبرآورده شدن آرزوهایشان مراسمی برگزار میکنند.که ریشه اش به قرن ها پیش بازمیگردد.که مراسم ویژه آندرشب چهارشنبه صورت میگیرد.مردم برای این مراسم.درگوشه کنار.کوی وبرزن.آتش درست میکنند.واز روی آن میپرندوترانه. سرخی تو ازمن.زردی من ازتو رامیخوانند،این مراسم برگرفته ازآئینهای کهن ایرانیان است.وسور درزبان وادبیات فارسی وبرخی گویش های ایرانی به معنای.جشن،مهمانی،وسرخ آمده است،گرد آوردن بوته،آتش زدن.وپریدن ازروی آن وگفتن عبارت.زردی من ازتو،سرخی تو ازمن.شاید .مهمترین اصل شب چهارشنبه سوری است،هرچند که درسالهای اخیر.متاسفانه این رسم شیرین جایش رابه ترقه بازی واستفاده ازمواد محترقه ومنفجره خطرناک داده است،وسنتی دریک شب باید انجام شود.جوان ها ازیکماه قبل به استقبال آن میروند.وباصداهای ناهنجار.آسایش وامنیت مردم رابرهم میزنند.ودرشب چهارشنبه سوری.تانیمه های شب.بخصوص درتهران.آرامش وامنیت راازمردم گرفته.وبه منطقه جنگ مبدل میکنند.بطوری که کسبه ناچارند.مغازه های خود راقبل ازغروب آفتاب تعطیل کنند.فرهنگ مردم را.بایدازدرون زندگی مردم.وازلابلای باورهای مردم جستجو کردازآنجائیکه.چهارشنبه سوری ازآئین های دیرینه ایراادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نوید قنبری تاريخ: دوشنبه 20 تير 1401 ساعت: 10:39

واما چهارمین صورت جلسه هیئت مدیره تعاونی رفاهدرتاریخ۴۱/۵/۲۹ درمنزل آقای رحمانی هیئت مدیره تشکیل جلسه داده و ازحساب های شرکت و دفاتر رسیدگی به عمل آمد،و آقای عبدالله دهقان که دوماه از پرداخت مبلغ سهم خود خودداری نموده بود،اینک مبلغ سهام خود را با جریمادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نوید قنبری تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 20:46

بعد از اینکه جلسه مجمع صندوق بهم خورد ومردم متفرق شدند،اینجا دیگر میخواستند طبق قانون عمل کنند،بنابراین تصمیم گرفتند که برای پانزده روز بعد جلسه نوبت دوم تشکیل دهند،وهیئت مدیره صندوق را انتخاب کنند،برای این جلسه من از همه افرادی که در این دوجلسه قبلیادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نوید قنبری تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 20:46

فروشندگان شرکت در طول تاریخ،وگذر زمان، ۱-غلامحسین داودی.فرزند اسحق ۲-حاج آقا کنعانی،فرزند جواد ۳-غلامعلی داودی.فرزند محمدعلی(میرزمندلی) ۴-حاج محمد رحمانی ۵-محمد علی قاسمی .فرزند کریم،معروف به محمدقلی این پنج نفر در طول گذر زمان ازسال۱۳۴۸تا اوایل دهه ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نوید قنبری تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 20:46

تصویری که ملاحظه می فرمایید،تصویر حاج محمد رجائی استنام محمد،نام خانوادگی رجائی،نام پدرحسین،سال تولد۱۳۰۴ ،شغل پلیس نیروی انتظامی،مدرک تحصیلی سیکل،ساکن تهران تاسال۱۳۴۶ مستاجر در محدوده خیابان سینا،وازسال۱۳۴۷باوام مختصری که ازشرکت دریافت میکند درخیابان کمیل فعلی کوچه فردوسی پلاک ۲خانه ای کلنگی خریداری میکند،محمد رجائی انسانی درستکار،باتقوی،پرجذبه،شجاع،مدیر،مدبر وآشنا به امورتعاون وتعاون گری،ودارای اطلاعات کافی در امورحسابداری،وبه همین دلیل بود که ایشان نیز در اولین جلسه گردهمائی برای تشکیل این شرکت به عنوان بازرس شرکت انتخاب میشود،وبعدها درطول سالیان متمادی که مسئولیت این شرکت راعهدار بود،علاوه برعضویت درهیئت مدیره یا مدیرعاملی شرکت،حسابداری شرکت رانیز عهده داربود،درسال۱۳۴۵محمد رجائی به نیابت ازطرف هیئت مدیره،یا هیئت موسس کارثبت شرکت را سامان می بخشد،وپس ازآن تا آخرین روزهای پایانی عمرش شرکت رابه نحو مطلوبی اداره میکند،محمدرجائی درطول دوران ۲۱ ساله خودش درامور شرکت آنچنان نفوذی روی اعضای شرکت وهیئت مدیره زمان خودش داشت که کسی روی حرفش حرفی نمیزد وکاملا برکلیه اعضا تسلط داشت،وبه همین دلیل کمترکسی ازایشان انتقاد میکرد،وبه طورخلاصه بگم همه ازایشان حساب می بردند،محمد رجائی از زمانیکه هیئت عزاداری دهه محرم ازخیابان حسام السلطنه منزل علی ناز رجائی به ساختمان شرکت انتقال یافت،علاوه براداادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نوید قنبری تاريخ: جمعه 29 دی 1396 ساعت: 7:45

غلامعلی کنعانی غلامرضا رجایی غلامحسین رجایی محمد باقری میرزآقا داودی عبدالکریم رضایی حسن عرب شیبانی منوچهر عرب شیبانی اسدقلی امینی رحمت اله قاسمی جمشید رستگار سیاوش قاعدی محمد تقی امینی غلامعلی مریخ جبار دهقان پرویز داودی غلامرضا رجایی کرامت کشتگر غلامحسین صادقی بهرام دهقان عبدالحسین داودی غلامحسین داودی ذبیح اله مشفق ستوده رحمانی حسن داودی محمد باقر باقری مجید داودی عباس رحمانی علیرضا داودی حمید صبوری کرمعلی علی اصغر دهقان شیوا داودی حمیدرضا صبوری حمیدرضا عرب شیبانی مجید امینی منوچهر رجایی اکبر قاسمی محسن رحمانی محمدرضا کنعانی هاذی محمدپور احمد زرین کلاه + نوشته شده در ۱۳۹۶/۱۰/۲۸ساعت 22:26 توسط غلامحسین داودی | ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نوید قنبری تاريخ: جمعه 29 دی 1396 ساعت: 7:45

بعد از اینکه جلسه مجمع صندوق بهم خورد ومردم متفرق شدند،اینجا دیگر میخواستند طبق قانون عمل کنند،بنابراین تصمیم گرفتند که برای پانزده روز بعد جلسه نوبت دوم تشکیل دهند،وهیئت مدیره صندوق را انتخاب کنند،برای این جلسه من از همه افرادی که در این دوجلسه قبلی شرکت وصندوق بطور گسترده شرکت کرده بودند خواستم که هیچ کدام درجلسه نوبت دوم صندوق شرکت نکنند،اینک توجه شما راجلب میکنم به صورت جلسه مجمع عمومی نوبت دوم صندوق که توسط آقای باقری تنظیم گردیده،بسم الله الرحمن الرحیمصورت جلسه مجمع عمومی عادی نوبت دوم صندوق قرض الحسنه آباده ایهای مقیم مرکز،با نام خداوند متعال وبا درود فراوان بروان پاک بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران حضرت آیت الله موسوی الخمینی(قدس سره الشریف)وشهیدان راه حق وآزادی وآرزوی موفقیت برای رهبر جمهوری اسلامی ایران ومسئولین محترم هیئت دولت وبه حکم قرآن کریم که می فرماید ان شرالدواب عندالله الصم البکم الذین لا یعقلون(آیه ۲۲سوره انفال)بدترین جانوران وشقی ترین افراد نزد خدا کسانی هستند که از شنیدن وگفتن حرف حق کرو لالند واصلا در آیات خدا تعقل نمی کنند،جلسه مجمع عمومی عادی نوبت دوم صندوق قرض الحسنه آباده ایهای مقیم مرکز بنا بر دعوت کتبی به شماره۱۰۳در تاریخ۷۴/۴/۱۶روزجمعه ساعت ۳بعد ازظهر در محل شرکت تشکیل وپس از رسمیت یافتن جلسه از۷۳نفر اعضا که اصالتا ووکالتا درجلسه حضور داشتند،ابتدا ازبین اادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نوید قنبری تاريخ: يکشنبه 24 دی 1396 ساعت: 5:28

هنوز درمانگاهی به نام درمانگاه اکبر آباد در خیابان سینا پذیرای بیماران می باشد،محدوده این باغ از حدفاصل خیابان نواب تا خیابان ناهید که مسجد رحمانی در آن واقع است٫و ادامه باغ تا خیابان مقتدری بوده،در مورد حسن خاکباز که بعدها به حاج حسن معروف می شود هیچ نمیدانم اما در مورد باقر خاکباز می دانم که ایشان دارای پنج فرزند٫دو پسر به نام های داودخان خاکباز و مرتضی خاکباز،و سه دختر به نام های صدیقه٫سکینه٫و شهربانو داشته و مادر این فرزندان هاجر خانم نام داشته٫قبل از اینکه باغ اکبر آباد تبدیل به خانه مسکونی شود٫حدودا دهه ۱۳۲۰به بعد چندسالی به اجاره میرزمندلی وحسن کنعانی این دو برادر در می آید و نهایتا این باغ دربین سالهای ۱۳۲۵الی۱۳۳۰به کلی به خانه های مسکونی تبدیل میشود و ظاهرا حاج داود خاکباز باغ دیگری در محدوده خیابان کمیل فعلی و جیحون که در آنزمان به چال خاکی معروف بوده خریداری می کند که آن باغ نیز پس از مدتی تبدیل به خانه های مسکونی می گردد و حاج داود خاکباز در محدوده خیابان حاج کاظم فعلی در همان ملک برای خودش خانه ای بنا میکند و تا دهه ۱۳۶۰ در همان خانه ساکن بود،من بیاد دارم که سالها در شب بیست ویکم ماه مبارک رمضان کارگران گاو داری و زراعی و عده ای از همسایگان محل و از جمله هیئت چناری ها را به افطاری دعوت می کرد،،، حاج داود خاکباز به خوبی میدانست که از دارایی که ازپدر به او به ارث رسیده ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نوید قنبری تاريخ: يکشنبه 17 دی 1396 ساعت: 19:21

در آنزمان مردان در همه روستاها به جز کار کشاورزی و کارگری شغل دیگری نداشتند و عمده کار کشاورزی در روستاها نیز بیشتر در فصل بهار و تابستان بود و در اواخر فصل پائیز و فصل زمستان به خصوص آنانکه از خودشان ملک زراعی نداشتند بی کار می شدند و چون هزینه معیشت زندگی برایشان قابل اهمیت بود لذا نمی توانستند بیکار بمانند.بنابراین عده ای تصمیم می گرفتند برای کار به شهرهای بزرگ از جمله تهران روی آورند.ابتدا به طور موقت در همان اواخر پائیز و زمستان به تهران می آمدند و در شب عید نوروز و با شروع فصل بهار که کار کشاورزی دوباره رونق میگرفت دوباره به چنار بر میگشتند،حال اینان در آنزمان با چه مشکلاتی می آمدند و بر می گشتتد,چه مدت در راه بودند،پیاده می آمدند یاسواره،شب ها را در کجا بیتوته می کردند،چه حوادث و اتفاقاتی ممکن بود در این راه جانشان را تهدید كند،بماند.تازه وقتی به تهران می رسیدند باید همان کار کارگری و کشاورزی را در باغ ها انجام دهند،همانگونه که در بخش قبلی اشاره کردم ظاهرا برادران خاکباز اولین کسانی بودند که به تهران آمدند و اینان بودند که زمینه مهاجرت سایرین هم ولایتی ها را فراهم ساختند،پس بنابراین اینان که برای کار به تهران می آمدند با آشنائی آن دو برادر می آمدند و اکثرا در همان باغی که در محدوده اکبر آباد بود مشغول کار می شدند و شب ها نیز در همان باغ به سر می بردند تا بتوانند از دستمزدی ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نوید قنبری تاريخ: يکشنبه 17 دی 1396 ساعت: 19:21

بعد از اینکه درسال47 عملیات ساخت شرکت به پایان رسید.ومرکزشرکت از منزل آقای محمد رحمانی به ساختمان شرکت منتقل شد.هیئت عزاداری دهه اول محرم نیز. که قبلا در منزل علی ناز رجائی برگزار میشد.ازمحرم سال1349 در ساختمان شرکت برگزار گردید.وهیئت شب های جمعه همچنان بصورت سیار در منازل. بود.یادم هست در بحبوحه انقلاب.بخصوص در دوران حکومت نظامی برای اینکه هیئت شب جمعه را تعطیل نکنیم هرشب جمعه کتبا به کلانتری نامه مینوشتیم ودرخواست مجوز میکردیم تا بتوانیم دوساعت دور هم جمع شویم .تعهد میدادیم که به جز خواندن قرآن.بحث دیگری نکنیم.خواهشا به این بخش خاطرات بیشتر دقت کنید.انقلاب پیروز شد.با پیروزی انقلاب.اول هیئت شب های جمعه تعطیل شد.اگرخاطرتان باشد.محرم سال57همزمان بود با ماه بهمن.ودهه محرم آنسال.هیئت های عزاداری قرار شد روز عاشورا به سمت میدان آزادی. حرکت کنند.هیئت ما نیز روز عاشورا به طرف میدان آزادی رفتیم.اوایل سال58من از اینکه هیئت شب های جمعه تعطیل شده بود.ومن خیلی مقید به این هیئت بودم.تصمیم گرفتم که به هر شکل ممکن مجددا هیئت شب های جمعه را بر قرار کنم.چرا؟چون سال1349سازمان آب در محدوده دولت آباد حوالی میدان شوش به من خانه واگزار کرد.من به خاطر اینکه شب های جمعه به این هیئت پایبند بودم.واز دولت آباد برایم مشکل بود که. به هیئت بیایم.لذا از گرفتن خانه صرف نظر کردم.و16سال بعد از آن مستاجری کردم.بنادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نوید قنبری تاريخ: يکشنبه 17 دی 1396 ساعت: 19:21

ازمجموع۱۰۴نفری که به عنوان گروه اول گفتیم به تدریج در آنزمان ها به تهران آمدند،فقط تعداد محدودی در تشکیل هیئت وتاسیس شرکت نقش اساسی داشتتد،ابتدا تعداد انگشت شماری بودند که این تشکل را به وجود آوردند،اینان ابتدا پیشنهاد تشکیل هیئت را دادند،سپس ازگردهمائی خود در شب های جمعه،پیشنهاد تشکیل شرکت داده می شود،لذا مقدمات اولیه فراهم می شود،واولین جلسه درساعت سه بعد از ظهر روز پنجشنبه مورخ۴۱/۲/۶در منزل مرحوم حاج محمد رحمانی واقع درخیابان ناهید کوچه افشاری باحضور تعداد۱۰نفر به اسامی زیر تشکیل می گردد،که طبق دفتر موجود در شرکت،این صورت جلسه فاقد امضا افراد حاضر در جلسه می باشد،فقط به نوشتن اسامی افراد درجلسه اکتفا شده،که عین متن صورت جلسه را برای شما می نویسم،لطفا توجه فرمائید، بسم الله الرحمن الرحیمدفترتشکیل جلسه شرکت تعاونی محلی رفاه آباده ایهای مقیم تهراندرساعت سه بعد از ظهر روز پنجشنبه ۴۱/۲/۶ششم اردیبهشت ماه یکهزارو سیصد وچهل یک در منزل آقای رحمانی مجمع عمومی راجع به شرکت تعاونی رفاه محلی آباده ایهای مقیم تهران و مواد اساسنامه در حضور شرکا قرائت گردید،ومورد قبول واقع شد،وضمنا تعداد چهل سهم که عبارت از هرسهم یکصد ریال می باشد فی المجلس فروخته شد وپول آن به صندوق شرکت تحویل وبرای هیئت مدیره شرکت رای گرفته شد،چهار نفر به اسامی زیر تعیین گردیدند،۱-آقای منوچهر دهقان به سمت مدیر عامل۲-آقای محمدادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نوید قنبری تاريخ: يکشنبه 17 دی 1396 ساعت: 19:21

دسته اول یا گروه اول کسانی بودندـ که مهاجرتشان از قبل از دهه ۱۳۰۰شروع شد وتا دهه۱۳۳۰به تدریج ادامه داشت،این گروه بیشترشان دارای همسروفرزند بودند وبدلیل عدم تامین معیشت زندگی راهی تهران شدند،آنانکه دارای همسر وفرزند بودند پس از آنکه در تهران کاری برای خود پیدا کردند. جا ومکانی مهیا کردند،همسروفرزندان خود را به تهران آوردند،عده ای از این عزیزان قبل از دهه۱۳۰۰وبقیه به تدریج تا دهه۱۳۳۰در تهران ساکن شدند،وآن عده از این عزیزان نیز که مجرد بودند ودر آنزمان به تهران آمده بودند،یا از همین تهران همسر اختیار کردند،ویا رفتتد ازچنار زن گرفتند وبه تهران آوردند گروه اول۱-حاج حس وباقر خاکباز اولین کسانیکه ازچنار به تهران آمدند،مالکین باغ اکبر آباد۲-مرحوم حسین باقری،فرزند حسین آخوند،شغل کارگر دخانیات۳-مرحوم خلیل رجامند،شغل کارمند وزارت امور اقتصاد ودارائی۴-مرحوم عبدالعلی رستگار،شغل کارگر دخانیات۵-مرحوم محمدرضا عرب شیبانی،پدرآقایان حسن آقا ومرحوم منوچهر عرب شیبانی،ایشان ظاهرا چینه کش معروفی بودند(چینه همان دیواری است که با گِل درست می کنند)من هنوز تهران نیامده بودم،به خاطر دارم ایشان آمده بود چنار،ومی گفت چینه دیوار قلعه نو را من کشیده ام وظاهرا در تهران نیزکارش در آن زمان چینه کشی بوده وشنیدم اسنادی در این زمینه وجود دارد که ایشان در کاخ سعد ،آباد نیزچینه کشی کرده واگراین اسناد به دستم برسد در این ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نوید قنبری تاريخ: يکشنبه 17 دی 1396 ساعت: 19:21

صفحه بندی